عشق مرده
لعنت به من....لعنت به تو............ نه!!!! لعنت به من ..............لعنت به من که تو هر خراب شده ای که قدم میزارم یه نشونی از تو هست..... پ.ن:کاش دنیام کوچیک بود به اندازه دنیای خواهر زاده ی ده سالم. خدایا بهتر از هر کسی میدونی چی می خوام ازت.پس به زبون نمیارمش. اولش تصمیم گرفتم که این وبلاگو ببندم بفرستم بره پی کارش(این جمله برات آشنا نیست؟"من تصمیم گرفتم کات کنم بفرستم بره پی کارش؟) اما بعد دیدم نه حیف که همین طور بی خبر بزارم برم. متن زیر یکی از پستای جناب پارس عمران!!!!!!!!!!!! تو وبلاگ 360 ش هست.آدرسشم که قبلا خودش واستون گذاشته. "آخيش بالاخره راحت شدم همچین میگه "آخيش بالاخره راحت شدم" یکی ندونه خیال میکنه من زورش کردم.فقط خدا میدونه این بار که برگشت و خواست دوباره با هم باشیم چطور شیرین زبونی کردو گولم زدو التماس کرد که من باز خر شدم منظورش از "چیزی که تو خونه دلش رنگ و بویی نداره و بدرد نمیخوره و واسه خاطرش تو رو دروایسی گیر کرده بوده و حالا وقتشه که بریزتش دور" منم. من. منی که یه روزی گلش بودم عزیزش.عسلش. من که میدونم گول خوردم و همه حرفا و کارای تو دروغ بوده.بهت پیشنهاد میدم بری هنر پیشه بشی.چون خیلی خوب از پس این کار بر میای.تف.تف به ذاتت که روی هر چی نامرده سفید کردی.(بد دهن شدم مگه نه؟از خودت یاد گرفتم روز آخر که یادت میاد؟) یه پرینت گرفتم از این متن زدم به دیوار اتاقم صبح که بیدار میشم به جای اینکه دوستت دارمی که تو جمشیدیه تو گوشم زمزمه کردی رو یادم بیارم این متن و میخونم. به جای هزار تا حرف مفت دیگه ای که بهم زدی (البته یه روزی فکر میکردم حرفای عاشقونس نه حرف مفت) میدونم چی یادم میاد؟ "همینه که هست آه ه ه ه ه ه ه ه ه چیکار میخوای بکنی؟چیکار میتونی بکنی؟" اینا یادم میاد با هزار تا چیزه دیگه الان حوصله نوشتنشو ندارم کاش میتونستم همه چی و اینجا بنویسم(همه چی و)چیزایی که هیچ وقت تو درد دلا و مشورت با دوستام هم بهشون نگفتم.نه دوستای مجازیم و نه واقعی.تا همه بشناسنت. همه تقصیرا گردن تو نیست منم مقصرم.منم خودخواهم شکاکم .اما هرچی هستم نامرد نیستم دروغگو نیستم هنر پیشه نیستم دیگه نه حسی نسبت بهت دارم ونه بهت فکر میکنم آخه به گفته خودت زندگی هیچ کس به هیچ کس دیگه ربط نداره . هدیه ولنتاین و تولدتم که زودتر گرفته بودم حالا تو سطل آشغال خیابونه سهروردیه.حتما تا حالا تیکه تیکه شده.به جهنم. به درک. میدونم دیگه نمیای و اینجا رو نمیخونی نیا اینم به جهنم اینم به درک. فقط چون رویی بهم گفت" این رسمش نیست برای دوستانی که نگارنتن هیچ چیزی ننویسی" پ.ن:نمیدونم چرا این روزا همه بهم میگن "تو چه دختر؟" یه نفر هست که تو مسنجرم میخواد ادم کنه و خودشو یه دوست معرفی کرد.فقط خدا میدونه که کیه.بیچاره کسی که خودشو در حد یه مزاحم مسنجری میاره پایین و بعد خودشو دوست جا میزنه. من خوبم خوب خوب.صبحا بعد از نماز صبح دو رکعت نماز توسل به حضرت فاطمه زهرا میخونم.قبل از اینکه از سر سجاده بلند شم میگم:خدایا(همون خدایی که منتظری عشق واقعی ات و بهت بده) واگذارش میکنم به خودت.میدونم که تو از حق خودت می گذری اما از حق بنده هات نه" "اصلا فکرنمیکردم برات مهم باشه.من به تو همه چیزرو میگم به دوشرط، البته قبل از ذکر دوشرط یه ذره حرف دارم.میدونم که الان حالت خیلی بده، اونقدر ،که دلت میخواد بمیری، انگار یه حفره ی بزرگ تو قلبت داری .خلاصه داغونه داغونی ولی شرط اول من اینه که آپ کنی با وجود وسعت غم تو دلت باید شادترین آپ، تو این مدت وبلاگ داریتو بکنی خیلی شاد.وشرط دوم اینه که جواب یه سوال منو بدی اونم وقتی میپرسم که شرط اولو اجراش کنی اونوقت اگه من زدم زیر قولمو نگفتم از سگ کمترم.فقط باید یه کم خیلی کم به من اعتماد کنی همین بقیش با منه” خانم یا آقای چه فرقی میکنه: اینکه من داغونم یا نه به تو ربطی نداره.آپ کردن وبلاگم هم باز به تو ربطی نداره.تو کی هستی که میخوای از این اوضاع به نفع خودت استفاده کنی؟تو کی هستی که بخوای واسه من شرط بذاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ "من همه چیزو به تو میگم" تو هیچی نداری که بخوای به من بگی هیچی.فقط میخوای از آب گل آلود ماهی بگیری.تو این قدر ترسو و بزدلی که یه آدرس از خودت نمیذاری. اونی که تو مسنجرم که آف میذاره تو هستی دیگه.مگه نه؟ فکر کردی با بچه طرفی؟ هی میای با عناوین مسخره کامنت میذاری یا آف میذاری. اگه حرفی داری مردو مردونه بیا جلو حرفتو بزن اگه نه که این بچه بازیا چیه؟ وبلاگم هم نمیخوام آپ کنم به تو و هیچ کس دیگه هم ربط نداره
خيلي زودتر بايد اين كارو مي كردم
وقتي راه ها جدا ست وقتي همه راه هارو امتحان كردي وقتي همه درها رو زدي و از هيچ كدوم جواب نگرفتي بايد ديگه تصميم بگيري
بايد ديگه يه تصميم قاطع بگيري براي جداي-بايد همه چي رو قطع كني
درسته خيلي سخته ولي بايد بشه
اومديم كه حالشو ببريم از زندگي نه سوهان روح همديگه بشيم
قرار هم نيست كسي يا كاري روتحمل كنيم-تحمل اصلا برازنده انسان نيست ولي صبر خوبه-تو صبر هدف وجود داره ولي تحمل آدم رو از بين ميبره
به هر حال چه خوبه تو اين آخر سالي يه خونه تكوني هم از خودمون داشته باشيم -مطمئنا" وقتي تو خونه دلمون بگرديم چيزاي زيادي پيدا مي كنيم كه رنگ و بويي نداره و بدرد نمي خوره- رو در وايسي رو بزاريم كنار وبريزيم بره -چون ممكنه تو اين خونه تكوني ها به چيزايي هم به نام انسان بر بخوريم كه يا ما بدرد اونا نمي خوريم يا اونا بدرد ما نمي خورند
هميشه براي از نو ساختن فرصت هست"
این پست نوشتم.همین.
| Design By : Night Skin |


